موضوع: گفتگو

 

نويسنده: محمدمهدی مولايی

   
     
گفتگو با بچه‌های پرشین‌بلاگ هیچ‌وقت سخت نیست. راحت می‌شود پیدایشان کرد، با آنها به گفتگو نشست و در فضایی دوستانه و به‌دور از تعارفات مزخرف و متداول از آنها سوالات صریح پرسید و جواب‌های صریح گرفت. هر چند گاهی...
   

 

 

 


گفتگو با بچه‌های پرشین‌بلاگ هیچ‌وقت سخت نیست. راحت می‌شود پیدایشان کرد، با آنها به گفتگو نشست و در فضایی دوستانه و به‌دور از تعارفات مزخرف و متداول از آنها سوالات صریح پرسید و جواب‌های صریح گرفت. هر چند گاهی این سوال و جواب‌های صریح قابل انتشار نیستند!
گفتگو با عطا خلیقی، دبیر اطلاع‌رسانی جشنواره وبلاگ‌ها و نشریات اینترنتی و از مدیران پرشین‌بلاگ در مورد جشنواره وبلاگ انجام شد. قرار بود در این گفتگو آقای رضا پارسا، دبیر جشنواره هم حضور داشته باشند که امکان آن فراهم نشد.


- در مورد ایده شکل‌گیری کار بگویید. چطور شروع کردید؟ چطور اسپانسر گرفتید؟ سازمان ملی جوانان روی چه حسابی به شما اعتماد کرد؟ چون پرشین‌بلاگ جای ثبت شده‌ای که نیست.

عطا - اعتماد که نکرده! اتفاقا سازمان ملی جوانان جایی است که می‌شود همینطوری هم با آنها کار کرد، مثل کاری که NGOها می‌کنند. البته ما شرکتی جلو رفتیم.

- همان شرکت قبلی که داشتید؟

عطا - نه، پرشین‌بلاگ! اسم شرکت را داریم عوض می‌کنیم. به اسم پرشین بلاگ که نمی تواند باشدالبته، به این اسم ثبت نمی‌کنند. یک اسم دیگری خواهد بود که پرشین‌بلاگ زیرمجموعه‌ای از آن است.
اما در مورد شکل‌گیری ایده کار، ما خودمان می‌خواستیم یک کار محتوایی بکنیم، در جهت کیفیت محتوا. آن‌ موقع مسابقه‌ای برگزار شد به نام غزل معاصر بین وبلاگی‌ها. دیدیم بچه‌ها از این کارها می‌کنند. با آن‌ها صحبت کردیم قرار شد ما این مسابقه را کمی گسترده‌ترش بکنیم ولی کار آن‌را بسپریم به همین بچه‌هایی که می‌گویند تخصصشان شعر و داستان و حوزه ادبیات است. چون ما تخصص‌مان این نیست و اصلا نمی‌خواهیم وارد عرصه‌ای بشویم که به ما مربوط نمی‌شود.
فقط وارد این موضوع شدیم که کمکی بکنیم و از سازمانی حمایت بگیریم. چون وضعیتی بود که بعضی‌ها می‌گفتند وبلاگ جایی است که در آن مطالب سطحی نوشت می‌شود. و دارد تبدیل می‌شود به چت، که ما این را قبول نداشتیم. در نتیجه ما تصمیم گرفتیم که حالت جنرالش را بالا ببریم پس این کار را کردیم.
اول می‌خواستیم کمک مالی را از شورای عالی اطلاع رسانی بگیریم که کلي سنگ جلوي پاي ما انداختند. این مسکوت ماند تا وقتی که خود سازمان ملی جوانان پیشنهاد جشنواره وبلاگ‌ها را داد. قرار شد که ما به آنها طرح بدهیم. در واقع از آن اول همه طرح ها را ما داديم و بعد با هم همفکري کرديم و آنها هم می‌خواستند از وبلاگ‌نویسان حمايت کنند. یک بحثهای دیگری هم دارند که می‌گویند در دنیای مجازی می‌شود خیلی راحت اشتغال ایجاد کرد و آدمها را پرورش داد. این هم برمی‌گردد به سیاست‌های کلانی که سازمان ملی جوانان دارد. با رفت‌ و آمدهایی که انجام شد نهایتا ما دی ماه طرح را دادیم.

- یک مسئله‌ای که پیش می‌آید این است که تا به حال دیده نشده که هیچ سرویس‌دهنده‌ای بیاید و برای اینکه محتوای وبلاگ‌هایش را بهتر کند یک فعالیت مستقیم محتوایی انجام دهد، مثل جشنواره شما. اصلا برای سرویس دهنده هدف گرفتن محتوا یک جورهایی تعریف نشده است. سرویس دهنده باید تلاش بکند که روز به‌روز ارائه خدماتش بهتر شود و کیفیت سرویس‌ش را بالاتر ببرد.
کاری که شما کردید و به عنوان یک سرویس دهنده می‌خواهید کار محتوایی کنید می‌تواند آفت‌هایی داشته باشد. مثلا یکی از آفتهایی که جشنواره دچارش شده است انتخاب یک طیف ادبی خاص به عنوان برگزار کننده بخش ادبی جشنواره است که دیدیم هنوز جشنواره شروع نشده خیلی‌ها به این موضوع اعتراض کردند. وبلاگ‌های ادبی در اینترنت گسترده و بصورت طیف-طیف هستند. ظاهرا پرشین‌بلاگ روی مجموعه وبلاگ‌های فارسی‌زبان آنطوری که باید اشراف ندارد و البته نباید هم داشته باشد چون پرشین‌بلاگ باید دنبال کار فنی باشد. پس چون اشراف ندارد در نتیجه آمده و اولین طیفی راکه با آنها برخورد کرده است به عنوان برگزار کننده انتخاب کرده.
به هر حال همانطور که گفتم به نظر می‌رسد جایگاه یک سرویس‌دهنده برگزاری اینچنین مسابقات و جشنواره‌هایی نیست.

عطا - اینکه چند تا سرویس دهنده داریم خودش یک بحث است و اینکه در ایران چه کسانی فعالیت می‌کنند بحث دیگری است. ما الان ۹۳٪ وبلاگ‌های فارسی را در پرشین‌بلاگ داریم. الان ما 58 هزار وبلاگ فعال داریم.

- بحث این نیست که شما چقدر وبلاگ دارید. اصلا فرض می‌کنیم ۱۰۰٪ وبلاگ‌ها در پرشین‌بلاگ هستند.

عطا - ببینید من قبول دارم که جایگاه سرویس‌دهنده اینجا نیست، اما شما باید شرایط موجود را هم بسنجید. کسانی هستند در گروه‌های وبلاگی که در این زمینه کاری انجام نداده‌اند، هر کاری که بخواهند انجام دهند احتیاج به حمایت دارند. ما فقط آمدیم و آن زیر ساخت حمایتی را درست کردیم و کار را دادیم به کسانی که خودشان مراجعه کرده بودند. اینکه من یک جا بنشینم و بگویم که شما چرا از فلان طیف برای مسابقه‌تان انتخاب کردید درست نیست. خب طیف‌های دیگر هم می‌آمدند و این‌کار را می‌کردند، کسی جلویشان را نگرفته بود.

- اصلا شما نباید در جایگاهی قرار بگیرید که بخواهید انتخاب کنید. جایگاه شما این نیست، یعنی جایگاه یک سرویس‌دهنده این نیست.

عطا - نمی‌دانم چطور برایتان توضیح بدهم! یک حرکت محتوایی در این زمینه حتماً احتیاج بود. باید یک جوری نشان می‌دادیم که این محتوای تولید شده چیست و باید جنبه هاي مثبت را نشان می‌دادیم.
در واقع نکات مثبت visible نمی‌شد مگر اینکه بصورت فیزیکی نشان داده شود. باید به صورت فیزیکی کتابی را ارائه کرد که نشان بدهد در وب این مطالب منتشر شده است. باید به طور فیزیکی نشان داد کسانی که نشریات اینترنتی را منتشر می‌کنند آدمهای عادی‌ای هستند مثل دیگر افراد جامعه.
دید شما درست است که پرشین‌بلاگ یک سرویس دهنده است و یک سرویس دهنده باید زیرساخت فنی ایجاد کند.
حکایت ما مثل حکایت مخابرات است. مخابرات باید زیرساخت فنی تلفن و اینترنت ایجاد بکند ولی می‌آید فیلترینگ هم می‌کند، در صورتی که به مخابرات ربطی ندارد فیلترینگ بکند و باید فقط خطوط تلفن را برقرار کند. حالا در این تلفن یکی فحش می‌دهد، یکی با نامزدش حرف می‌زند، یکی کار و تجارت می‌کند و ... . حالا ما هم قبول داریم که به عنوان سرویس دهنده مثل مخابرات هستیم ولی در جامعه ما همه چی قاطی است. همین مسئله که مخابرات در بحث فیلترینگ دخالت می‌کند بعد پرشین‌بلاگ هم مجبور می‌شود در بحث محتوایی دخالت کند.
ما نه تخصصش را داریم و نه دوست داریم اینکار را بکنیم. این بحث‌ها و گرفتاری‌ها را کسی دوست ندارد و هر کس می‌خواهد Relax کار تخصصی خودش را بکند ولی شرایطی پیش می‌آید که وقتی می‌بیند کس دیگری این کار را انجام نمی‌دهد یا اینکه کس دیگری می‌خواهد اینکار را انجام دهد ولی تشخصی می‌دهد که قابلیتش را ندارد و حس می‌کند ممکن است اوضاع بدتر شود، سعی می‌کند پاپیش بگذارد.

- خب حالا یک سوال پیش می‌آید. وقتی قرار شد که شما اینکار را انجام دهید و برای نشان دادن محتوای فارسی بطور فیزیکی به کسانی که اشاره کردید این جشنواره را برگزار کنید، نمی‌توانستید در بعضی زمینه‌ها جور دیگری عمل کنید؟ مثلا با یک فراخوان دعوت می‌کردید که دیگران هم در این‌مورد که به بقیه هم مربوط می‌شود نظر دهند.
اصلا چرا اینقدر عجله در کار بود؟ معمولا یک جشنواره وقتی می‌خواهد برگزار شود یک زمانبندی دارد و از مثلا یک سال قبل اعلام می‌شود.

عطا - ما تمام این زمان‌بندی‌ها را انجام داده بودیم و طرح‌ها مشخص بود. فراخوان هم در آن بود. ولی معمولاً وقتي با مجموعه هاي دولتي سر و کار داري، ازاين اتفاقات مي افتد.
ما فرصت می‌خواستیم که انتهای شهریور برگزار کنیم. می‌خواستیم قبل از عید شروع کنیم به فراخوان و این کارها که نشد. علتش هم این بود که هنوز بودجه این جشواره تصویب نشده بود. همین الانش هم تا حالا برای خرجهایی که شده است همه را ما از جیب داده‌ایم و هنوز سازمان پولی به ما نداده است، اعتباری به ما نداده است. ولی گفتند که ما تصویب کرده‌ایم و حتما می‌خواهیم اینکار انجام شود و حتما اینکار را بکنید و ما هم گفتیم انجام می‌دهیم.
در واقع آنها مي‌گفتند که مي‌خواهيم همه را پوشش دهيم و شهرستانی‌ها هم باشند. می‌گفتند اگر بماند برای بعد از تير هم جريانات سياسی کشور در حال تغيير است و هم اينکه می‌خواستند دانشجويان شهرستانی در جشنواره باشند.
به هر حال اصلا فرصت نبود. فرصت در حدی بود که از چیزهای avialable استفاده کنیم. یعنی از گروه‌هایی که قبلا با آنها کار کرده بودیم دعوت کردیم. فرصت اینکه فراخوانی بدهیم که مثلا بیایید با هم همفکری بکنیم نبود.

- پس در اينجا سازمان ملی جوانان نظرش را تحمیل کرد.

عطا - بله، در مورد زمان نظرش را تحمیل کرد.

- الان جو وبلاگ‌ها نسبت به این جشنواره بهبود پیدا کرده است. نسبت به آن اول که جشنواره مطرح شد و همه یک گاردی گرفتند الان جو تلطیف شده است. شما در این زمینه اقدامی انجام دادید؟
مثلا همه فکر می‌کردند حسین درخشان در مقابل جشنواره شما یک موضع تندی بگیرد در حالی که عکس این اتفاق افتاد.

عطا - البته این موضع برای من هم عجیب بود! من که ارتباط خاصی با کسی برقرار نکردم، اما ما یک تیم ستاد خبری تشکیل دادیم که مسئول آن آقای نیما رسول‌زاده از وبلاگرهای قدیمی هستند. ایشان با آقای سیف‌اللهی در ستاد خبری هستند. ایشان به من گفتند که در واقع من با حسین صحبت کرده‌ام و توضیح داده‌ام که موضوع چیست و فیدبکش آن بود که در وبلاگش نوشت. فکر می‌کنم این موضع‌گیری‌ها هم تاثیرگذار بوده است. کلا تمام کسانی که با ما صحبت کرده‌اند نسبت به کار دیدشان عوض شده است. شاید نمای بیرونی ما خوب نبود. یعنی ایده‌هایمان را خوب منتقل نکردیم و آن بر می‌گردد به روابط عمومی جشنواره که یک بخش آن ستاد خبری است و کلش به من برمی‌گردد.

- پرشین‌بلاگ بزودی وارد سومین سالش می‌شود. به نظر می‌رسد فعالیت پرشین‌بلاگ را می‌شود به سه دوره تقسیم کرد. دوره اول سکوت مطلق بود، قبل از راه‌اندازی و بعد از آن که کسی اصلا بچه‌های پرشین بلاگ را حتی نمی‌شناخت.
بعد از آن یک مقطعی بود که مسئولین پرشین بلاگ آفتابی شدند، اما فقط در حدی که از خودشان دفاع کنند. الان من تصور می‌کنم وارد دوره‌ی سوم شده‌اید. یعنی به نظر می‌رسد حالا سهم‌تان را از جامعه مجازی ایرانیان در اینترنت می‌خواهید. شما الان دارید وارد حوزه‌ی غیر سرویس‌دهنده می‌شوید.

عطا - اینکه چرا در آن اوایل نبودیم، بحث مشخصي دارد. چون براي اولين بار بود که چنين کاري انجام مي شد. بعد از گذشت مدتی دیدیم که می‌شود حضور فیزیکی هم داشت. البته آن مسائل هنوز هم هست.
اما الان برای اینکه بزرگتر بشویم مجبوریم کارهای دیگری هم بکنیم. یک بحث دیگری هم هست، حالا که ما visible شدیم و هی داریم بزرگتر می‌شویم یک بحث اقتصادی هم پیش می‌آید. حالا که به این ترافیک رسیدیم، حالا موقع بهره‌برداری است. از این لحاظ حرف شما درست است. حالا بهره‌برداری از سیستم هم یکسری امکانات می‌خواهد. شما باید تبدیل شوید به یک شخصیت حقوقی (در اندازه شخصيت مجازي پرشين بلاگ) که پشتوانه دارید. چون شما وقتی از کسی پول می‌گیرید باید در مقابل خدمات ارائه کنید.
الان ما می‌خواهیم بهره‌برداری اقتصادی کنیم، هیچ بحثی نیست. چون ما دولت نیستیم که وظیفه داشته باشیم برای کسی کار کنیم.


- شما جشنواره را برگزار خواهید کرد. آیا فکر نمی‌کنید با اینکار ممکن است نوعی انحصار ایجاد شود. یعنی شما به دلایلی که گفتید دارید جشنواره وبلاگ برگزار می‌کنید و پرشین بلاگ به عنوان برگزار کننده جشنواره وبلاگ شناخته خواهد شد و البته نه فقط برای وبلاگ‌های پرشین‌بلاگ. مثلا در حین برگزاری این جشنواره پرشین‌بلاگ کانالهایی به دولت زده است، حالا این کانالهایی را که قبلا شاید هر کسی می‌توانست بزند و برود سازمان ملی جوانان و در مورد وبلاگ تحویلش بگیرند دیگر این مسیرها کانالیزه شده. حالا آنها ممکن است بگویند هر کسی راجع به وبلاگ حرفی دارد برود و از طریق پرشین‌بلاگ بیاید. یعنی به نوعی بشوید نماد بلاگرهای ایرانی.

عطا - حالا اگر کس دیگری برگزار می‌کرد چه می‌شد؟

- نمی‌دانم. شاید با استقبال کمی مواجه می‌شد. به هر حال شما به قول خودتان ۹۳٪ وبلاگ‌های فارسی را دارید.

عطا - شما قبول دارید که اگر کسی می‌خواست جشنواره وبلاگ برگزار کند پرشین بلاگ بهترین گزینه بود؟

- خب حالا فرض کنيم که شرايط ايده‌آل باشد و آن مسائلي که گفتيد مطرح نباشد. به نظر شما در آنصورت باز هم برگزاري چنين مراسم‌هايي توجيه دارد؟ يعني در جاهای دیگر دنیا هم از اینکارها می‌کنند که برای وبلاگ جشنواره و مسابقه برگزار کنند؟
شما یک مطلبی در مورد در سایتتان قرار داده بودید و با نمونه‌های خارجی مقایسه کرده بودید...

عطا - در همان مطلب هم دیدید که ما از نمونه‌های خارجی کپی برداری نکردیم، ایده‌های خودمان بود. اما نمونه‌های خارجی برای این نوع کارها وجود دارد. آنها هم برنامه‌هایشان به برنامه‌‌های ما در جشنواره نزدیک است.

- یعنی به نشریات اینترنتی و گروه‌های وبلاگی غرفه می‌دهند؟

عطا- نه، غرفه و نمایشگاه ندارند. اما بحث‌هایی که آنجا مطرح می‌کنند خیلی به بحث‌های ما نزدیک است.

- شما در اول صحبتتان گفتید که تحت تاثیر شرایطی که وجود دارد شما مجبورید یک نمای فیزیکی بسازید از وبلاگ‌ها و نشریات اینترنتی. ببینید صحبت اینجاست که شما مثلا اگر در کانادا بودید همچین کاری می‌کردید یا نه که طبق گفته‌های خودتان جواب باید منفی باشد.
بگذارید به نکته‌ای اشاره کنم که آقای جریری هم در وبلاگ‌شان نوشته بودند. اینکه چرا دامنه‌هایی مثل TopWeblogs و WeblogFestival خالی هستند. در حالی که الان شما اگر بخواهی دامنه‌ای با ترکیب اینجور کلمات کلیدی بگیری حداقل ۴ سال قبل یکی دیگر گرفته است. اینجور دامنه‌ها را اگر کسی بخواهد الان بگیرد قاعدتا باید یک کلمه‌ی ایران یا پرشین هم اول یا آخرش بگذارد، اما می‌بینیم که اینطور نیست.

عطا - البته همه‌ی پرشین‌ها را هم ما گرفته‌ایم! (خنده) ببینید من با نظر ایشان موافق نیستم. بخاطر اینکه در این زمنیه ما همان جایی هستیم که در خارج هم همانجا هستند. چرا اینطوری فکر می ‌کنید؟ اینطوری فکر کنید که ما در این زمینه اصلا از آنها عقب نیستیم. چرا فکر نمی‌کنید که ما جلوتر هستیم.
اما اگر ما مثلا در کانادا بودیم من به عنوان سرویس دهنده این‌کار را نمی‌کردم ولی شاید یک عده دیگری این‌کار را می‌کردند. ما اصلا اینکار را نمی‌کردیم. ما اصلا خوشمان نمی‌آید اینکار را بکنیم. در تخصص خودمان هم نمی‌دانیم. کاری را که بلد نیستی اگر بخواهی انجام بدهی برایت عذاب‌‌آور است، اما ما مجبوریم انجام بدهیم چون دیگران هیچ کاری نکرده‌اند.

- در آخر جشنواره بیلان مالی شما چطور می‌شود؟ صفر می‌شود یا چیزی از جیب می‌گذارید یا چیزی می‌گیرید؟

عطا - ما سعی می‌کنیم از جیب نگذاریم. ولی چیزی معلوم نیست. البته برنامه‌‌ریزی ما این است که از جیب چیزی نگذاریم و یک مبلغی هم به عنوان مدیریت بگیریم. اما فعلا مبلغ خود جشنواره را هم نگرفته‌ایم.
الان در این جشنواره شرکت من product خاصی ارائه نمی‌کند که بگویم دارم کار تجاری می‌کنم. این هم نشان می‌دهد که من دید خصوصی به جشنواره ندارم. الان برای اینکه خود پرشین بلاگ مطرح شود دید بیزینسی نداریم. البته من هم برای برگزاری این جشنواره پول می‌گیرم.

- حالا بگذارید من مسئله را یک جور دیگری مطرح کنم. پرشین‌بلاگ می‌داند که برای بقای خودش وبلاگ‌ها باید باقی بمانند، و به این نتیجه رسیده که برای بقای وبلاگ‌ها باید این جشنواره برگزار شود.

عطا - البته پرشین بلاگ به یک فکر دیگری هم رسیده است. پرشین‌بلاگ به این فکر رسیده است که بقای خودش فقط در وبلاگ‌ها نباشد. یعنی می‌خواهد طرحی را اجرا کند که بتواند در موضوعات دیگری هم وارد بشود که اگر اتفاقی برای وبلاگ‌ها افتاد این ترافیک حفظ بشود. البته به عنوان یک شرکت خصوصی.

- این که دیگر پرشین‌بلاگ نیست. همان شرکتی است که قرار است پرشین‌بلاگ جزیی از آن باشد و هنوز هم راه نیفتاده. الان که قبول دارید وجودتان به وبلاگ‌ها وابسته است.

عطا - اصلا نمی‌توانم قبول نداشته باشم.

- خب پس در واقع به همین خاطر است که در این مقطع ترجیح دادید با تمام مشکلات وارد میدان شوید.

عطا - ببینید الان وضعیت به شکلی است که حضور خیلی از ایرانیان در اینترنت به واسطه وبلاگ‌ها شده است. الان برخوردی که با وبلاگ می‌شود تبدیل شده است به برخوردی که با وب می‌شود. یعنی اگر اتفاقی برای وبلاگ‌ها بیفتد برای وب ایران می‌افتد.

- فکر نمی‌کنید برخورد با وبلاگ به برخورد با اشخاص هم مربوط می‌شود. چون الان شخصیت‌های سیاسی شناخته شده‌ای که وبلاگ دارند به طیف سیاسی منتقد و یا مخالف حاکمیت تعلق دارند. حاکمیت وقتی می‌بیند اینها وبلاگ دارند و از آنطرف فکر می‌کند اینها بد هستند پس نتیجه می‌گیرد که وبلاگ بد است. حالا به نظر می‌رسد که جلب توجه این افراد سنتی هم می‌توانسته یکی از اهداف جشنواره باشد که ببینیند وبلاگ بد نیست. خودتان هم گفتید که هدف برگزاری جشنواره مثبت جلوه دادن وبلاگ در نظر کسانی است که به وبلاگ دید منفی دارند و قدرت تصمیم‌گیری در مورد وبلاگ هم دارند. حالا این احتمال را نمی‌دهید که در طول برگزاری جشنواره اتفاقی بیفتد که عکس این نتیجه گرفته شود؟
ببینید، مثلا بعضی‌ها عقیده داشتند که شوخی‌ها و برخوردهای بچه‌های وبلاگی در مسابقه وبلاگ‌های برتر با مهمان‌ها جلوه‌‌ی خوبی نداشته است. اگر نمونه این برخودها در طول برگزاری جشنواره تکرار شود فکر نمی‌کنید که شما نتوانید به نتیجه برسید؟ مثلا کسی برای بازدید از جشنواره بیاید و برخورد خوبی با او صورت نگیرد.

عطا - کاری که ما می‌توانیم انجام بدهیم این است که با خود غرفه‌دارها صحبت کنیم و با هم هم‌فکری کنیم تا بدانیم ماهیت کاری که انجام می‌دهیم چیست که حداقل خودمان خودزنی نکنیم.

- اصلا یک چیزی را بدون تعارف بگویم. خیلی از بچه‌هایی که داریم غرفه می‌گیریم و آنجا می‌آییم - شاید از جمله خود ما - الان تصورمان این است که بیاییم آنجا و با بروبچه‌ها دور هم باشیم و بخندیم!

عطا- (خنده)

- این را جدی می‌گویم. این وسط ممکن است نتیجه‌ای که مدنظر است از جشنواره گرفته نشود.

عطا - روی این موضوع اینقدر جدی فکر نکرده بودیم. چون مسائل کلی‌تر زیاد بودند. البته ممکن است این چیزها یک وقت کلیات را زیر سوال ببرد. به هر حال باید دور هم بشینیم و صحبت کنیم.

- در مصاحبه قبلی تیتر زدیم « اگر کارت اینترنت می‌فروختیم وضعمان بهتر بود! »
، شما یک ما بعدش کارت اینترنت فروختید! حالا برنامه بعدی‌تان چیست که ما تیتر کنیم!

عطا - (خنده)

بخش‌هايی از گفتگو را می‌توانید اینجا بشنوید.

تیم گفتگو: حمیدرضا حسن‌پور، محمدمهدی مولایی، محسن حاتمی