یه خورده هم من!
کاش میشد به جای حضور در کلاس چهار شنبه از طریق این صفحه
تحقیق رو به استاد ارائه کرد.
شاید راه درستش هم همین باشه.
به هر صورت وجود این صفحه ضرری نداره " شاید سودمند هم باشه.
به قول دعانویس های مدرن :...والله اعلم .
کاش میشد به جای حضور در کلاس چهار شنبه از طریق این صفحه
تحقیق رو به استاد ارائه کرد.
شاید راه درستش هم همین باشه.
به هر صورت وجود این صفحه ضرری نداره " شاید سودمند هم باشه.
به قول دعانویس های مدرن :...والله اعلم .
کاش میشد به جای حضور در کلاس چهار شنبه از طریق این صفحه
تحقیق رو به استاد ارائه کرد.
شاید راه درستش هم همین باشه.
به هر صورت وجود این صفحه ضرری نداره " شاید سودمند هم باشه.
به قول دعانویس های مدرن :...والله اعلم .
| ||||||||||||||||
|
۳۰ شهریور ۱۳۸۴
حاج علی اکبری، دانشجوی مدرسه عالی شهید مطهریست. او به تازگی با حکم محمد احمدی نژاد به ریاست سازمان جوانان برگزیده شده است. او در عین حال هم در سازمان های نظامی بوده و هم سابقه مداحی دارد. در فرصتی کوتاه با وی در ارتباط با وظیفه جدیدی که برعهده گرفته، سخن گفته ایم.
آقای علی اکبری، می شود تعریفی از نقش ، برنامه و وظایف سازمان ملی جوانان ارایه دهید؟
وظیفه اصلی سازمان ملی جوانان این است که با استفاده از روش های علمی و دقیق، و با استفاده از ابزار و امکاناتی که در اختیارش قرار دارد، مشکلات جوانان را پیدا کند، آن ها را بشناسد و سپس با اعلام این مشکلات به سازمان ها، اداره جات و وزارت خانه های مختلف، برای آن ها راه حل های مناسبی پیشنهاد کند.
این سازمان تاکنون در انجام وظایف خود موفق بوده است؟
این سازمان هنوز بسیار جوان است و مشخصا تا زمانی که تجربه های لازم را کسب کنیم، راه زیادی باقی مانده که با توکل بر خدا امیدواریم سریع تر این کار انجام شود. البته از نظر من به طور کلی تا این جای کار، بقیه ارکان نظام جمهوری اسلامی در زمینه جوانان بسیار موفق عمل کرده اند.
پس چه لزومی برای تشکیل سازمان ملی جوانان وجود داشت؟
در جامعه ای که انقلاب شده و بعد از آن هم وارد جنگ تحمیلی شده، به طور حتم کمبودهایی هم خواهد بود. در واقع تمامی نهادهایی که در جمهوری اسلامی در حال خدمت و فعالیت هستند، برای جوانان کار می کنند. اما فکر تشکیل سازمان ملی جوانان برای این بود که نیازهای جوانان و درخواست های آن ها در سازمانی مشخص و مجزا بررسی، و به همگان ابلاغ شود تا در آن راستا قدم بردارند. وظیفه ما ابلاغ مشکلات و چالش هاست به اداره جات.
جناب اکبری، همزمان با انتخاب شما به مقام ریاست سازمان ملی جوانان، خبری پخش شد مبنی بر مخالفت شما با اینترنت و دنیای مجازی. این خبر تا چه حد صحت داشت؟
به طور کلی کذب و شایعه بود.
یعنی شما این موضوع را کاملا تکذیب می کنید؟
ببینید، مسئله این بود که خبرنگاری فهم ناقص خود را به حساب حرف من گذاشته بود. اصلا این بحث هم در جایی غیر از سازمان ملی جوانان بود و من در جمعی دیگر در مورد مسئله ای دیگر سخنرانی می کردم. بنده هرگز نگفتم با اینترنت مخالفم. بلکه حرف های دیگری را مطرح کردم.
می شود بگویید چه حرف هایی؟
من با اینترنت مخالف نیستم، حرف من چیز دیگری است. من معتقدم که دنیای مجازی، فضای وب در حال حاضر در تسخیر شیطان است. یعنی به جای آنکه فضای روحانی بر آن غلبه داشته باشد، به تسخیر امپراتوری شیطان درآمده است. ما در این سال ها آن قدر به طرف مبارزه با ماهواره ها رفتیم که از اینترنت غافل شدیم و آن ها از طریق اینترنت ضربه ای را که می خواستند، خیلی بیشتر و شدیدتر به ما زدند. من می گویم باید فضای حق محور بر اینترنت غلبه کند.
به چه صورتی؟
مثلا با حمایت از کسانی که در ایران سایت می سازند و سفارش ساخت سایت هایی با محتوای دینی. سایت هایی که جوانان را از یاد خدا غافل نکند.
حاج آقا، دفتر سازمان شما در خیابان جردن قرار دارد. مکانی که در چند سال اخیر، شاهد تعارض شدیدی بین الگوی رسمی حجاب در جمهوری اسلامی و الگوی حجاب در جامعه بوده است. با این مسئله چطور برخورد خواهید کرد؟
ببینید، بحث این چیزها نیست. مسئولیت سازمان ملی جوانان در واقع مسئولیتی از آن نظام است که بر دوش من نوعی قرار گرفته. پس در این جا مخاطب من همه جوانان هستند. ضمن اینکه بحث حجاب بحث مفصلی است که نمی شود در این فرصت کوتاه درباره آن بحث کرد. حجاب مسئله ای فرهنگی است و باید با آن برخورد فرهنگی شود.
به چه صورتی؟
ما باید با جوانان صحبت کنیم و آن ها را اقناع کنیم. بفهمند که حجاب به نفع خودشان است. با همه جوانان باید صحبت و گفت و گو کرد چون ما مسئول همه هستیم.
یعنی شما اگر یک خانم بدحجاب از نظر معیارهای جمهوری اسلامی وارد سازمان جوانان شد،قول می دهید با او همان طور برخورد شود که با خانمی کاملا محجبه؟
حتما این قول را می دهم. اصلا باید این طور باشد.
«جامعة مجازی» قطعا جزء آن دسته از عباراتی است که در ادبیات مربوط به ارتباطات کامپیوتری بیش از همه از آن استفاده و شاید سوءاستفاده شده است.
این امر نباید باعث شگفتی باشد. مردم به طور روزافزون زندگی خود را در تماس با نظامهایی اشتراکی مییابند که به هیچ وجه مستلزم نزدیکی فیزیکی هم نیستند.
در زمانی که بسیاری از اشکال جامعة «واقعی»، گهگاه به وسیلة همان نیروهای تکنولوژیکی-فرهنگی که فرهنگ اینترنت را ممکن میسازند، مورد تهاجم قرار میگیرند، فضایی باز برای چیزی مثل جامعه روی شبکههای کامپیوتر پدید آمده است.
هنگام پرداختن به ابزار مورد استفادة خود برای کاوش در فرهنگ اینترنت باید حتا در مورد کلماتی که به کار میبریم نگاهی انتقادی داشته باشیم. برای نمونه مفهوم «جامعةمجازی» را در نظر بگیرید. این عبارت تا اندازهای بیانگر پیشفرضهای ما در مورد دو مفهوم جامعه (ظاهرا «واقعی») و تکنولوژی (پیش از هر چیز کامپیوتری) است و بر اساس همین پیشفرضهاست که عبارت مذکور معنا مییابد. دیگر این که بهتر است «جامعةمجازی» را عنصری جدید در صحنةفرهنگ بدانیم.
حال میپرسیم جامعة مجازی چیست؟ خیلی گذرا و سریع- یا «با سرعت نت»- میتوان گفت:
1- جامعة مجازی عبارت است از تجربةمشارکت در فضای ارتباطات با دیگرانی که دیده نمیشوند. جامعةمجازی مشارکت دیگران است در فهرستهای پست الکترونیکی، همچون فیوچرکالچر یا سایبرمایند، که در هر ساعت روز سیل صدها پیام را به سوی صندوق پست الکترونیکی من سرازیر میکنند. جامعة مجازی جمعیتی است که در واقعیت مجازی متنمحور گردهم میآید و دربارةنمایشگاههای هنری به بحث میپردازد. جامعةمجازی نتیجة عمل نیمهاختیاری و ارادی چک کردن آن دیگرانی است که در همه نوع تریبون آنلاین شرکت میکنند. جامعة مجازی مجموع تمام افرادی است که خود را چیزی شبیه شهروندان جایی میپندارند که ما با کلماتی چون «سایبراسپیس» یا «نت» به آن اشاره میکنیم. این افراد شریک در آن ترفند گروهیاند که آن چیزی را تولید میکند که ما دوست داریم «فرهنگ اینترنت» بنامیمش.
2- جامعة مجازی برای من کار روزی چند ساعت است که دقیقه به دقیقة آن را حس میکنم و از پیش از سپیدهدم تا پاسی از شب برای آن برنامه میریزم. وقتی شب از خواب بیدار میشوم، وقتی آب قهوه جوش میآید یا شیر آب حمام باز است، و بین جلسات نمونهخوانی و قرار ملاقات با دانشجویان به سراغ نت میروم. یا این که در حال انجام کاری دیگر به اینترنت وصل میمانم. روزی یکی دو بار، برای مدتی طولانیتر به اینترنت وصل میشوم تا ارتباط نزدیکتر و واقعیتری با دیگران برقرار کنم، اما درمییابم این مدت کافی نیست. دوستان و همکارانم هم به نیازی مشابه به ارتباط بیشتر و طولانیتر اشاره میکنند. جامعة مجازی همین کار و همین ارتباطات و همین نیاز و همین غوطهور شدن است. گاهی ارتباط همزمان است، و بیشتر اوقات غیرهمزمان و غالبا در تنهایی، نوعی لاس زدن متنی که فقط گاهی به قصد رویارویی مستقیم صداها یا بدنها انجام میشود. اما بالاخره در یک نیمهشب زنگ تلفن خانهتان به صدا درمیآید و صدایی ناآشنا اسم شما را به زبان میآورد، یا نامهای دریافت میکنید، یا این که یکهو میبینید بلیت هواپیما گرفتهاید تا یک هفتهای را در شهری دور سپری کنید و شبها را روی کاناپة خانة کسی بخوابید که یک سال با او رابطة متنی داشتهاید، اما هرگز «واقعا» آن طور که دوستانتان را میبینید او را ندیدهاید.
3- جامعة مجازی توهم جامعهای است که در آن نه آدمی واقعی هست و نه ارتباطی واقعی. جامعة مجازی اصطلاح مورد استفادة عشاق ایدهآلیست تکنولوژی است که درک نمیکنند امر موثق و معتبر را نمیتوان به واسطة ابزارهای تکنولوژیکی خلق کرد. جامعة مجازی نادیده گرفتن «ماهیت بشری» است که به نظر میرسد اساسا منحرف باشد.
4- جامعة مجازی ضرورتا با کامپیوتر یا تکنولوژیهای پیشرفته و پر زرقوبرق پیوند ندارد. جامعة مجازی نقاشان پستی هم وجود دارد- افرادی که سیستمهای پستی دنیا را مطابق با اهداف زیباشناسانه و ایدئولوژیکی خود به کار میگیرند.
5- جامعة مجازی شبیهسازی جامعه، ترجیحا با مقدار زیادی سنت و مقدار بسیار کمی آشفتگی است.
6- جامعة مجازی مردمی است که در سراسر دنیا دور تلویزیونهایشان گردهم میآیند تا مسابقات جام جهانی فوتبال را تماشا کنند.
7- جامعة مجازی باغ و بوستان درون ماشین است که در آن ارزشهای دموکراتیک میتوانند در نوعی رنسانس سایبر-جفرسونی رونق و شکوفایی داشته باشند. ما راندهشده به درون نوع جدیدی از برهوت و فراتر از مرزهای الکترونیکی بار دیگر یاد میگیریم به خود متکی باشیم و در عین حال به یکدیگر احترام بگذاریم. ما توسعه را با نزدیکی سازگار خواهیم کرد و ارزشهای سرمایهداری را با «ارزشهای خانوادگی».
شان ویلبر
ترجمة امیر نیکزاد
اگر بخواهیم مروری بر دیدگاه نوین جامعه شناسی داشته باشیم.، باید بگویم با دو نوع نظریه در مورد جنبش های اجتماعی روبرو هستیم. یکی نظریه کلاسیک است که پارامتر هایی ار قبیل رهبریت مرکزی، تعریف هدفی واحد و سازماندهی جریانات اجتماعی و... دارد. اما تقریبن سی سالی هست که این تعریف کلاسیک ار دور خارج شده و جای خود را به تعریف های نوین دیگری داده است. در جنبش های نوین اجتماعی دیگر چیزی به اسم مرکز گرایی یا رهبریت واحد معنا ندارد. در جنبش های نوین اجتماعی، روابط دیگر عمودی نیست. روابط افقی و سلسله کاری شبکه ای است.
شاید اگر بخواهیم مهمترین عوامل مؤثر در عقب ماندگی کشورهای جهان سوم را رده بندی کنیم ، مهمترین آن چیزی نیست به جز عدم درک صحیح ارکان جامعه از مشکلات و راه کارهای آن. اگر در جهان دیروز قدرت در مثلث اقتصاد، سیاست و نیروی نظامی خلاصه می شد امروز ضلع چهارمی به آن اضافه شده است و از قضا در جهان نوین اصلی ترین رکن قدرت جهانی به حساب می آید و این چیزی نیست به جز اطلاعات و ابزار اطلاع رسانی ، و به گفته میشل فوکو : "دانایی قدرت می آورد و این تفاوت شرق و غرب است ".
بسیاری از متفکران و اندیشمندان حوضه علوم اجتماعی معتقدند ، رنسانس با اختراع چاپ آغاز شد و شاید از همان لحظه بود که صنعت نشر اطلاعات آهسته آهسته در دنیای مدرن فراگیر گشت و امروز کشوری در جهان قدرتمند تراست که اطلاعات کاربردی بیشتر و ابزار اطلاع رسانی قویتر را در دست دارد.
اغراق آمیز نیست اگر بگوییم تاسیس شبکه اینترنت و به موازات آن گسترش استفاده از آن ، رنسانس دومیست و حتی مهمتر از رنسانس قرن چهاردهم. امروزه نزدیک به یک هفتم مردم جهان از کاربران شبکه اینترنت می باشند و به تبادل اطلاعات می پردازند ، این جامعه مجازی با فرهنگ اختصاصی خود تاثیرات مستقیمی بر روی جوامع حقیقی دارد.
هر ساله در کشور ما هزینه های سنگینی بابت مسائل سیاسی ، اقتصادی و نظامی پرداخت می گردد ، ولی چند درصد از بودجه کشور به امر گسترش اطلاعات و تولید علم اختصاص می یابد؟!
شاید باور اینکه 80% از مطالب فارسی منتشر شده بر روی اینترنت مختص وبلاگ نویسان است و بزرگترین جوامع مجازی را ایرانیان تشکیل داده اند دور از تصور می نماید ، ولی حمایت حاکمیت ! و نه ! برخورد حاکمیت با این پدیده نوین چگونه بوده است ؟!
آیا بهتر نیست هزینه های هنگفتی که امروزه صرف فیلتر کردن اطلاعات درست یا نادرست می گردد ، صرف فرهنگ سازی بومی در این جهان مجازی گردد ؟ ، باید بپذیریم فرهنگ رفتاری جامعه مجازی ایران بسیار متفاوت تر از فرهنگ ظاهری جامعه حقیقی امروز ایران است و اگر بر خورد با این دو یکسان باشد راهی به جایی نخواهیم برد و این بر پارادوکس عظیم اجتماعی امروز ما افزوده خواهد کرد.
در آینده سعی داریم مباحث گسترده تری در مورد جامعه شناسی جامعه مجازی داشته باشیم.
استاد درس تحقیق عملی دکتر جهانگیری با این موضوع موافقت کرد:
دید گاه جوانان در مورد جامعه ی مجازی.....
اگر چه اطلاعات خام گرد اوری شده دراین وبلاگ به منظور کلان تری
تهیه شده است اما میتوان از این چت ها و سایر موجودی های ارشیو در
این راستا نیز استفاده کرد.
امید وارم ادامه انچه به این وبلاگ افزوده میشود برای هر دو منظور
سود بخش باشد .