یه خورده هم  من!

 

کاش میشد به جای حضور در کلاس چهار شنبه از طریق این صفحه

تحقیق رو به استاد ارائه کرد.

شاید راه درستش هم همین باشه.

به هر صورت وجود این صفحه ضرری نداره "  شاید سودمند هم باشه.

به قول دعانویس های مدرن :...والله اعلم  .

یه خورده هم  من!

 

کاش میشد به جای حضور در کلاس چهار شنبه از طریق این صفحه

تحقیق رو به استاد ارائه کرد.

شاید راه درستش هم همین باشه.

به هر صورت وجود این صفحه ضرری نداره "  شاید سودمند هم باشه.

به قول دعانویس های مدرن :...والله اعلم  .

مطالب قابل توجه از دیگران 4

موضوع: گفتگو

 

نويسنده: محمدمهدی مولايی

   
     
گفتگو با بچه‌های پرشین‌بلاگ هیچ‌وقت سخت نیست. راحت می‌شود پیدایشان کرد، با آنها به گفتگو نشست و در فضایی دوستانه و به‌دور از تعارفات مزخرف و متداول از آنها سوالات صریح پرسید و جواب‌های صریح گرفت. هر چند گاهی...
   

 

 

 


گفتگو با بچه‌های پرشین‌بلاگ هیچ‌وقت سخت نیست. راحت می‌شود پیدایشان کرد، با آنها به گفتگو نشست و در فضایی دوستانه و به‌دور از تعارفات مزخرف و متداول از آنها سوالات صریح پرسید و جواب‌های صریح گرفت. هر چند گاهی این سوال و جواب‌های صریح قابل انتشار نیستند!
گفتگو با عطا خلیقی، دبیر اطلاع‌رسانی جشنواره وبلاگ‌ها و نشریات اینترنتی و از مدیران پرشین‌بلاگ در مورد جشنواره وبلاگ انجام شد. قرار بود در این گفتگو آقای رضا پارسا، دبیر جشنواره هم حضور داشته باشند که امکان آن فراهم نشد.


- در مورد ایده شکل‌گیری کار بگویید. چطور شروع کردید؟ چطور اسپانسر گرفتید؟ سازمان ملی جوانان روی چه حسابی به شما اعتماد کرد؟ چون پرشین‌بلاگ جای ثبت شده‌ای که نیست.

عطا - اعتماد که نکرده! اتفاقا سازمان ملی جوانان جایی است که می‌شود همینطوری هم با آنها کار کرد، مثل کاری که NGOها می‌کنند. البته ما شرکتی جلو رفتیم.

- همان شرکت قبلی که داشتید؟

عطا - نه، پرشین‌بلاگ! اسم شرکت را داریم عوض می‌کنیم. به اسم پرشین بلاگ که نمی تواند باشدالبته، به این اسم ثبت نمی‌کنند. یک اسم دیگری خواهد بود که پرشین‌بلاگ زیرمجموعه‌ای از آن است.
اما در مورد شکل‌گیری ایده کار، ما خودمان می‌خواستیم یک کار محتوایی بکنیم، در جهت کیفیت محتوا. آن‌ موقع مسابقه‌ای برگزار شد به نام غزل معاصر بین وبلاگی‌ها. دیدیم بچه‌ها از این کارها می‌کنند. با آن‌ها صحبت کردیم قرار شد ما این مسابقه را کمی گسترده‌ترش بکنیم ولی کار آن‌را بسپریم به همین بچه‌هایی که می‌گویند تخصصشان شعر و داستان و حوزه ادبیات است. چون ما تخصص‌مان این نیست و اصلا نمی‌خواهیم وارد عرصه‌ای بشویم که به ما مربوط نمی‌شود.
فقط وارد این موضوع شدیم که کمکی بکنیم و از سازمانی حمایت بگیریم. چون وضعیتی بود که بعضی‌ها می‌گفتند وبلاگ جایی است که در آن مطالب سطحی نوشت می‌شود. و دارد تبدیل می‌شود به چت، که ما این را قبول نداشتیم. در نتیجه ما تصمیم گرفتیم که حالت جنرالش را بالا ببریم پس این کار را کردیم.
اول می‌خواستیم کمک مالی را از شورای عالی اطلاع رسانی بگیریم که کلي سنگ جلوي پاي ما انداختند. این مسکوت ماند تا وقتی که خود سازمان ملی جوانان پیشنهاد جشنواره وبلاگ‌ها را داد. قرار شد که ما به آنها طرح بدهیم. در واقع از آن اول همه طرح ها را ما داديم و بعد با هم همفکري کرديم و آنها هم می‌خواستند از وبلاگ‌نویسان حمايت کنند. یک بحثهای دیگری هم دارند که می‌گویند در دنیای مجازی می‌شود خیلی راحت اشتغال ایجاد کرد و آدمها را پرورش داد. این هم برمی‌گردد به سیاست‌های کلانی که سازمان ملی جوانان دارد. با رفت‌ و آمدهایی که انجام شد نهایتا ما دی ماه طرح را دادیم.

- یک مسئله‌ای که پیش می‌آید این است که تا به حال دیده نشده که هیچ سرویس‌دهنده‌ای بیاید و برای اینکه محتوای وبلاگ‌هایش را بهتر کند یک فعالیت مستقیم محتوایی انجام دهد، مثل جشنواره شما. اصلا برای سرویس دهنده هدف گرفتن محتوا یک جورهایی تعریف نشده است. سرویس دهنده باید تلاش بکند که روز به‌روز ارائه خدماتش بهتر شود و کیفیت سرویس‌ش را بالاتر ببرد.
کاری که شما کردید و به عنوان یک سرویس دهنده می‌خواهید کار محتوایی کنید می‌تواند آفت‌هایی داشته باشد. مثلا یکی از آفتهایی که جشنواره دچارش شده است انتخاب یک طیف ادبی خاص به عنوان برگزار کننده بخش ادبی جشنواره است که دیدیم هنوز جشنواره شروع نشده خیلی‌ها به این موضوع اعتراض کردند. وبلاگ‌های ادبی در اینترنت گسترده و بصورت طیف-طیف هستند. ظاهرا پرشین‌بلاگ روی مجموعه وبلاگ‌های فارسی‌زبان آنطوری که باید اشراف ندارد و البته نباید هم داشته باشد چون پرشین‌بلاگ باید دنبال کار فنی باشد. پس چون اشراف ندارد در نتیجه آمده و اولین طیفی راکه با آنها برخورد کرده است به عنوان برگزار کننده انتخاب کرده.
به هر حال همانطور که گفتم به نظر می‌رسد جایگاه یک سرویس‌دهنده برگزاری اینچنین مسابقات و جشنواره‌هایی نیست.

عطا - اینکه چند تا سرویس دهنده داریم خودش یک بحث است و اینکه در ایران چه کسانی فعالیت می‌کنند بحث دیگری است. ما الان ۹۳٪ وبلاگ‌های فارسی را در پرشین‌بلاگ داریم. الان ما 58 هزار وبلاگ فعال داریم.

- بحث این نیست که شما چقدر وبلاگ دارید. اصلا فرض می‌کنیم ۱۰۰٪ وبلاگ‌ها در پرشین‌بلاگ هستند.

عطا - ببینید من قبول دارم که جایگاه سرویس‌دهنده اینجا نیست، اما شما باید شرایط موجود را هم بسنجید. کسانی هستند در گروه‌های وبلاگی که در این زمینه کاری انجام نداده‌اند، هر کاری که بخواهند انجام دهند احتیاج به حمایت دارند. ما فقط آمدیم و آن زیر ساخت حمایتی را درست کردیم و کار را دادیم به کسانی که خودشان مراجعه کرده بودند. اینکه من یک جا بنشینم و بگویم که شما چرا از فلان طیف برای مسابقه‌تان انتخاب کردید درست نیست. خب طیف‌های دیگر هم می‌آمدند و این‌کار را می‌کردند، کسی جلویشان را نگرفته بود.

- اصلا شما نباید در جایگاهی قرار بگیرید که بخواهید انتخاب کنید. جایگاه شما این نیست، یعنی جایگاه یک سرویس‌دهنده این نیست.

عطا - نمی‌دانم چطور برایتان توضیح بدهم! یک حرکت محتوایی در این زمینه حتماً احتیاج بود. باید یک جوری نشان می‌دادیم که این محتوای تولید شده چیست و باید جنبه هاي مثبت را نشان می‌دادیم.
در واقع نکات مثبت visible نمی‌شد مگر اینکه بصورت فیزیکی نشان داده شود. باید به صورت فیزیکی کتابی را ارائه کرد که نشان بدهد در وب این مطالب منتشر شده است. باید به طور فیزیکی نشان داد کسانی که نشریات اینترنتی را منتشر می‌کنند آدمهای عادی‌ای هستند مثل دیگر افراد جامعه.
دید شما درست است که پرشین‌بلاگ یک سرویس دهنده است و یک سرویس دهنده باید زیرساخت فنی ایجاد کند.
حکایت ما مثل حکایت مخابرات است. مخابرات باید زیرساخت فنی تلفن و اینترنت ایجاد بکند ولی می‌آید فیلترینگ هم می‌کند، در صورتی که به مخابرات ربطی ندارد فیلترینگ بکند و باید فقط خطوط تلفن را برقرار کند. حالا در این تلفن یکی فحش می‌دهد، یکی با نامزدش حرف می‌زند، یکی کار و تجارت می‌کند و ... . حالا ما هم قبول داریم که به عنوان سرویس دهنده مثل مخابرات هستیم ولی در جامعه ما همه چی قاطی است. همین مسئله که مخابرات در بحث فیلترینگ دخالت می‌کند بعد پرشین‌بلاگ هم مجبور می‌شود در بحث محتوایی دخالت کند.
ما نه تخصصش را داریم و نه دوست داریم اینکار را بکنیم. این بحث‌ها و گرفتاری‌ها را کسی دوست ندارد و هر کس می‌خواهد Relax کار تخصصی خودش را بکند ولی شرایطی پیش می‌آید که وقتی می‌بیند کس دیگری این کار را انجام نمی‌دهد یا اینکه کس دیگری می‌خواهد اینکار را انجام دهد ولی تشخصی می‌دهد که قابلیتش را ندارد و حس می‌کند ممکن است اوضاع بدتر شود، سعی می‌کند پاپیش بگذارد.

- خب حالا یک سوال پیش می‌آید. وقتی قرار شد که شما اینکار را انجام دهید و برای نشان دادن محتوای فارسی بطور فیزیکی به کسانی که اشاره کردید این جشنواره را برگزار کنید، نمی‌توانستید در بعضی زمینه‌ها جور دیگری عمل کنید؟ مثلا با یک فراخوان دعوت می‌کردید که دیگران هم در این‌مورد که به بقیه هم مربوط می‌شود نظر دهند.
اصلا چرا اینقدر عجله در کار بود؟ معمولا یک جشنواره وقتی می‌خواهد برگزار شود یک زمانبندی دارد و از مثلا یک سال قبل اعلام می‌شود.

عطا - ما تمام این زمان‌بندی‌ها را انجام داده بودیم و طرح‌ها مشخص بود. فراخوان هم در آن بود. ولی معمولاً وقتي با مجموعه هاي دولتي سر و کار داري، ازاين اتفاقات مي افتد.
ما فرصت می‌خواستیم که انتهای شهریور برگزار کنیم. می‌خواستیم قبل از عید شروع کنیم به فراخوان و این کارها که نشد. علتش هم این بود که هنوز بودجه این جشواره تصویب نشده بود. همین الانش هم تا حالا برای خرجهایی که شده است همه را ما از جیب داده‌ایم و هنوز سازمان پولی به ما نداده است، اعتباری به ما نداده است. ولی گفتند که ما تصویب کرده‌ایم و حتما می‌خواهیم اینکار انجام شود و حتما اینکار را بکنید و ما هم گفتیم انجام می‌دهیم.
در واقع آنها مي‌گفتند که مي‌خواهيم همه را پوشش دهيم و شهرستانی‌ها هم باشند. می‌گفتند اگر بماند برای بعد از تير هم جريانات سياسی کشور در حال تغيير است و هم اينکه می‌خواستند دانشجويان شهرستانی در جشنواره باشند.
به هر حال اصلا فرصت نبود. فرصت در حدی بود که از چیزهای avialable استفاده کنیم. یعنی از گروه‌هایی که قبلا با آنها کار کرده بودیم دعوت کردیم. فرصت اینکه فراخوانی بدهیم که مثلا بیایید با هم همفکری بکنیم نبود.

- پس در اينجا سازمان ملی جوانان نظرش را تحمیل کرد.

عطا - بله، در مورد زمان نظرش را تحمیل کرد.

- الان جو وبلاگ‌ها نسبت به این جشنواره بهبود پیدا کرده است. نسبت به آن اول که جشنواره مطرح شد و همه یک گاردی گرفتند الان جو تلطیف شده است. شما در این زمینه اقدامی انجام دادید؟
مثلا همه فکر می‌کردند حسین درخشان در مقابل جشنواره شما یک موضع تندی بگیرد در حالی که عکس این اتفاق افتاد.

عطا - البته این موضع برای من هم عجیب بود! من که ارتباط خاصی با کسی برقرار نکردم، اما ما یک تیم ستاد خبری تشکیل دادیم که مسئول آن آقای نیما رسول‌زاده از وبلاگرهای قدیمی هستند. ایشان با آقای سیف‌اللهی در ستاد خبری هستند. ایشان به من گفتند که در واقع من با حسین صحبت کرده‌ام و توضیح داده‌ام که موضوع چیست و فیدبکش آن بود که در وبلاگش نوشت. فکر می‌کنم این موضع‌گیری‌ها هم تاثیرگذار بوده است. کلا تمام کسانی که با ما صحبت کرده‌اند نسبت به کار دیدشان عوض شده است. شاید نمای بیرونی ما خوب نبود. یعنی ایده‌هایمان را خوب منتقل نکردیم و آن بر می‌گردد به روابط عمومی جشنواره که یک بخش آن ستاد خبری است و کلش به من برمی‌گردد.

- پرشین‌بلاگ بزودی وارد سومین سالش می‌شود. به نظر می‌رسد فعالیت پرشین‌بلاگ را می‌شود به سه دوره تقسیم کرد. دوره اول سکوت مطلق بود، قبل از راه‌اندازی و بعد از آن که کسی اصلا بچه‌های پرشین بلاگ را حتی نمی‌شناخت.
بعد از آن یک مقطعی بود که مسئولین پرشین بلاگ آفتابی شدند، اما فقط در حدی که از خودشان دفاع کنند. الان من تصور می‌کنم وارد دوره‌ی سوم شده‌اید. یعنی به نظر می‌رسد حالا سهم‌تان را از جامعه مجازی ایرانیان در اینترنت می‌خواهید. شما الان دارید وارد حوزه‌ی غیر سرویس‌دهنده می‌شوید.

عطا - اینکه چرا در آن اوایل نبودیم، بحث مشخصي دارد. چون براي اولين بار بود که چنين کاري انجام مي شد. بعد از گذشت مدتی دیدیم که می‌شود حضور فیزیکی هم داشت. البته آن مسائل هنوز هم هست.
اما الان برای اینکه بزرگتر بشویم مجبوریم کارهای دیگری هم بکنیم. یک بحث دیگری هم هست، حالا که ما visible شدیم و هی داریم بزرگتر می‌شویم یک بحث اقتصادی هم پیش می‌آید. حالا که به این ترافیک رسیدیم، حالا موقع بهره‌برداری است. از این لحاظ حرف شما درست است. حالا بهره‌برداری از سیستم هم یکسری امکانات می‌خواهد. شما باید تبدیل شوید به یک شخصیت حقوقی (در اندازه شخصيت مجازي پرشين بلاگ) که پشتوانه دارید. چون شما وقتی از کسی پول می‌گیرید باید در مقابل خدمات ارائه کنید.
الان ما می‌خواهیم بهره‌برداری اقتصادی کنیم، هیچ بحثی نیست. چون ما دولت نیستیم که وظیفه داشته باشیم برای کسی کار کنیم.


- شما جشنواره را برگزار خواهید کرد. آیا فکر نمی‌کنید با اینکار ممکن است نوعی انحصار ایجاد شود. یعنی شما به دلایلی که گفتید دارید جشنواره وبلاگ برگزار می‌کنید و پرشین بلاگ به عنوان برگزار کننده جشنواره وبلاگ شناخته خواهد شد و البته نه فقط برای وبلاگ‌های پرشین‌بلاگ. مثلا در حین برگزاری این جشنواره پرشین‌بلاگ کانالهایی به دولت زده است، حالا این کانالهایی را که قبلا شاید هر کسی می‌توانست بزند و برود سازمان ملی جوانان و در مورد وبلاگ تحویلش بگیرند دیگر این مسیرها کانالیزه شده. حالا آنها ممکن است بگویند هر کسی راجع به وبلاگ حرفی دارد برود و از طریق پرشین‌بلاگ بیاید. یعنی به نوعی بشوید نماد بلاگرهای ایرانی.

عطا - حالا اگر کس دیگری برگزار می‌کرد چه می‌شد؟

- نمی‌دانم. شاید با استقبال کمی مواجه می‌شد. به هر حال شما به قول خودتان ۹۳٪ وبلاگ‌های فارسی را دارید.

عطا - شما قبول دارید که اگر کسی می‌خواست جشنواره وبلاگ برگزار کند پرشین بلاگ بهترین گزینه بود؟

- خب حالا فرض کنيم که شرايط ايده‌آل باشد و آن مسائلي که گفتيد مطرح نباشد. به نظر شما در آنصورت باز هم برگزاري چنين مراسم‌هايي توجيه دارد؟ يعني در جاهای دیگر دنیا هم از اینکارها می‌کنند که برای وبلاگ جشنواره و مسابقه برگزار کنند؟
شما یک مطلبی در مورد در سایتتان قرار داده بودید و با نمونه‌های خارجی مقایسه کرده بودید...

عطا - در همان مطلب هم دیدید که ما از نمونه‌های خارجی کپی برداری نکردیم، ایده‌های خودمان بود. اما نمونه‌های خارجی برای این نوع کارها وجود دارد. آنها هم برنامه‌هایشان به برنامه‌‌های ما در جشنواره نزدیک است.

- یعنی به نشریات اینترنتی و گروه‌های وبلاگی غرفه می‌دهند؟

عطا- نه، غرفه و نمایشگاه ندارند. اما بحث‌هایی که آنجا مطرح می‌کنند خیلی به بحث‌های ما نزدیک است.

- شما در اول صحبتتان گفتید که تحت تاثیر شرایطی که وجود دارد شما مجبورید یک نمای فیزیکی بسازید از وبلاگ‌ها و نشریات اینترنتی. ببینید صحبت اینجاست که شما مثلا اگر در کانادا بودید همچین کاری می‌کردید یا نه که طبق گفته‌های خودتان جواب باید منفی باشد.
بگذارید به نکته‌ای اشاره کنم که آقای جریری هم در وبلاگ‌شان نوشته بودند. اینکه چرا دامنه‌هایی مثل TopWeblogs و WeblogFestival خالی هستند. در حالی که الان شما اگر بخواهی دامنه‌ای با ترکیب اینجور کلمات کلیدی بگیری حداقل ۴ سال قبل یکی دیگر گرفته است. اینجور دامنه‌ها را اگر کسی بخواهد الان بگیرد قاعدتا باید یک کلمه‌ی ایران یا پرشین هم اول یا آخرش بگذارد، اما می‌بینیم که اینطور نیست.

عطا - البته همه‌ی پرشین‌ها را هم ما گرفته‌ایم! (خنده) ببینید من با نظر ایشان موافق نیستم. بخاطر اینکه در این زمنیه ما همان جایی هستیم که در خارج هم همانجا هستند. چرا اینطوری فکر می ‌کنید؟ اینطوری فکر کنید که ما در این زمینه اصلا از آنها عقب نیستیم. چرا فکر نمی‌کنید که ما جلوتر هستیم.
اما اگر ما مثلا در کانادا بودیم من به عنوان سرویس دهنده این‌کار را نمی‌کردم ولی شاید یک عده دیگری این‌کار را می‌کردند. ما اصلا اینکار را نمی‌کردیم. ما اصلا خوشمان نمی‌آید اینکار را بکنیم. در تخصص خودمان هم نمی‌دانیم. کاری را که بلد نیستی اگر بخواهی انجام بدهی برایت عذاب‌‌آور است، اما ما مجبوریم انجام بدهیم چون دیگران هیچ کاری نکرده‌اند.

- در آخر جشنواره بیلان مالی شما چطور می‌شود؟ صفر می‌شود یا چیزی از جیب می‌گذارید یا چیزی می‌گیرید؟

عطا - ما سعی می‌کنیم از جیب نگذاریم. ولی چیزی معلوم نیست. البته برنامه‌‌ریزی ما این است که از جیب چیزی نگذاریم و یک مبلغی هم به عنوان مدیریت بگیریم. اما فعلا مبلغ خود جشنواره را هم نگرفته‌ایم.
الان در این جشنواره شرکت من product خاصی ارائه نمی‌کند که بگویم دارم کار تجاری می‌کنم. این هم نشان می‌دهد که من دید خصوصی به جشنواره ندارم. الان برای اینکه خود پرشین بلاگ مطرح شود دید بیزینسی نداریم. البته من هم برای برگزاری این جشنواره پول می‌گیرم.

- حالا بگذارید من مسئله را یک جور دیگری مطرح کنم. پرشین‌بلاگ می‌داند که برای بقای خودش وبلاگ‌ها باید باقی بمانند، و به این نتیجه رسیده که برای بقای وبلاگ‌ها باید این جشنواره برگزار شود.

عطا - البته پرشین بلاگ به یک فکر دیگری هم رسیده است. پرشین‌بلاگ به این فکر رسیده است که بقای خودش فقط در وبلاگ‌ها نباشد. یعنی می‌خواهد طرحی را اجرا کند که بتواند در موضوعات دیگری هم وارد بشود که اگر اتفاقی برای وبلاگ‌ها افتاد این ترافیک حفظ بشود. البته به عنوان یک شرکت خصوصی.

- این که دیگر پرشین‌بلاگ نیست. همان شرکتی است که قرار است پرشین‌بلاگ جزیی از آن باشد و هنوز هم راه نیفتاده. الان که قبول دارید وجودتان به وبلاگ‌ها وابسته است.

عطا - اصلا نمی‌توانم قبول نداشته باشم.

- خب پس در واقع به همین خاطر است که در این مقطع ترجیح دادید با تمام مشکلات وارد میدان شوید.

عطا - ببینید الان وضعیت به شکلی است که حضور خیلی از ایرانیان در اینترنت به واسطه وبلاگ‌ها شده است. الان برخوردی که با وبلاگ می‌شود تبدیل شده است به برخوردی که با وب می‌شود. یعنی اگر اتفاقی برای وبلاگ‌ها بیفتد برای وب ایران می‌افتد.

- فکر نمی‌کنید برخورد با وبلاگ به برخورد با اشخاص هم مربوط می‌شود. چون الان شخصیت‌های سیاسی شناخته شده‌ای که وبلاگ دارند به طیف سیاسی منتقد و یا مخالف حاکمیت تعلق دارند. حاکمیت وقتی می‌بیند اینها وبلاگ دارند و از آنطرف فکر می‌کند اینها بد هستند پس نتیجه می‌گیرد که وبلاگ بد است. حالا به نظر می‌رسد که جلب توجه این افراد سنتی هم می‌توانسته یکی از اهداف جشنواره باشد که ببینیند وبلاگ بد نیست. خودتان هم گفتید که هدف برگزاری جشنواره مثبت جلوه دادن وبلاگ در نظر کسانی است که به وبلاگ دید منفی دارند و قدرت تصمیم‌گیری در مورد وبلاگ هم دارند. حالا این احتمال را نمی‌دهید که در طول برگزاری جشنواره اتفاقی بیفتد که عکس این نتیجه گرفته شود؟
ببینید، مثلا بعضی‌ها عقیده داشتند که شوخی‌ها و برخوردهای بچه‌های وبلاگی در مسابقه وبلاگ‌های برتر با مهمان‌ها جلوه‌‌ی خوبی نداشته است. اگر نمونه این برخودها در طول برگزاری جشنواره تکرار شود فکر نمی‌کنید که شما نتوانید به نتیجه برسید؟ مثلا کسی برای بازدید از جشنواره بیاید و برخورد خوبی با او صورت نگیرد.

عطا - کاری که ما می‌توانیم انجام بدهیم این است که با خود غرفه‌دارها صحبت کنیم و با هم هم‌فکری کنیم تا بدانیم ماهیت کاری که انجام می‌دهیم چیست که حداقل خودمان خودزنی نکنیم.

- اصلا یک چیزی را بدون تعارف بگویم. خیلی از بچه‌هایی که داریم غرفه می‌گیریم و آنجا می‌آییم - شاید از جمله خود ما - الان تصورمان این است که بیاییم آنجا و با بروبچه‌ها دور هم باشیم و بخندیم!

عطا- (خنده)

- این را جدی می‌گویم. این وسط ممکن است نتیجه‌ای که مدنظر است از جشنواره گرفته نشود.

عطا - روی این موضوع اینقدر جدی فکر نکرده بودیم. چون مسائل کلی‌تر زیاد بودند. البته ممکن است این چیزها یک وقت کلیات را زیر سوال ببرد. به هر حال باید دور هم بشینیم و صحبت کنیم.

- در مصاحبه قبلی تیتر زدیم « اگر کارت اینترنت می‌فروختیم وضعمان بهتر بود! »
، شما یک ما بعدش کارت اینترنت فروختید! حالا برنامه بعدی‌تان چیست که ما تیتر کنیم!

عطا - (خنده)

بخش‌هايی از گفتگو را می‌توانید اینجا بشنوید.

تیم گفتگو: حمیدرضا حسن‌پور، محمدمهدی مولایی، محسن حاتمی

مطالب قابل توجه از دیگران 3

حاج علی اکبری رئیس جديد سازمان جوانان در گفت و گو با روز:

دنیای مجازی در تسخیر شیطان است

آرش بهمنی

۳۰ شهریور ۱۳۸۴

حاج علی اکبری، دانشجوی مدرسه عالی شهید مطهریست. او به تازگی با حکم محمد احمدی نژاد به ریاست سازمان جوانان برگزیده شده است. او در عین حال هم در سازمان های نظامی بوده و هم سابقه مداحی دارد. در فرصتی کوتاه با وی در ارتباط با وظیفه جدیدی که برعهده گرفته، سخن گفته ایم.

آقای علی اکبری، می شود تعریفی از نقش ، برنامه و وظایف سازمان ملی جوانان ارایه دهید؟
وظیفه اصلی سازمان ملی جوانان این است که با استفاده از روش های علمی و دقیق، و با استفاده از ابزار و امکاناتی که در اختیارش قرار دارد، مشکلات جوانان را پیدا کند، آن ها را بشناسد و سپس با اعلام این مشکلات به سازمان ها، اداره جات و وزارت خانه های مختلف، برای آن ها راه حل های مناسبی پیشنهاد کند.

این سازمان تاکنون در انجام وظایف خود موفق بوده است؟
این سازمان هنوز بسیار جوان است و مشخصا تا زمانی که تجربه های لازم را کسب کنیم، راه زیادی باقی مانده که با توکل بر خدا امیدواریم سریع تر این کار انجام شود. البته از نظر من به طور کلی تا این جای کار، بقیه ارکان نظام جمهوری اسلامی در زمینه جوانان بسیار موفق عمل کرده اند.

پس چه لزومی برای تشکیل سازمان ملی جوانان وجود داشت؟
در جامعه ای که انقلاب شده و بعد از آن هم وارد جنگ تحمیلی شده، به طور حتم کمبودهایی هم خواهد بود. در واقع تمامی نهادهایی که در جمهوری اسلامی در حال خدمت و فعالیت هستند، برای جوانان کار می کنند. اما فکر تشکیل سازمان ملی جوانان برای این بود که نیازهای جوانان و درخواست های آن ها در سازمانی مشخص و مجزا بررسی، و به همگان ابلاغ شود تا در آن راستا قدم بردارند. وظیفه ما ابلاغ مشکلات و چالش هاست به اداره جات.

جناب اکبری، همزمان با انتخاب شما به مقام ریاست سازمان ملی جوانان، خبری پخش شد مبنی بر مخالفت شما با اینترنت و دنیای مجازی. این خبر تا چه حد صحت داشت؟
به طور کلی کذب و شایعه بود.

یعنی شما این موضوع را کاملا تکذیب می کنید؟
ببینید، مسئله این بود که خبرنگاری فهم ناقص خود را به حساب حرف من گذاشته بود. اصلا این بحث هم در جایی غیر از سازمان ملی جوانان بود و من در جمعی دیگر در مورد مسئله ای دیگر سخنرانی می کردم. بنده هرگز نگفتم با اینترنت مخالفم. بلکه حرف های دیگری را مطرح کردم.

می شود بگویید چه حرف هایی؟
من با اینترنت مخالف نیستم، حرف من چیز دیگری است. من معتقدم که دنیای مجازی، فضای وب در حال حاضر در تسخیر شیطان است. یعنی به جای آنکه فضای روحانی بر آن غلبه داشته باشد، به تسخیر امپراتوری شیطان درآمده است. ما در این سال ها آن قدر به طرف مبارزه با ماهواره ها رفتیم که از اینترنت غافل شدیم و آن ها از طریق اینترنت ضربه ای را که می خواستند، خیلی بیشتر و شدیدتر به ما زدند. من می گویم باید فضای حق محور بر اینترنت غلبه کند.

به چه صورتی؟
مثلا با حمایت از کسانی که در ایران سایت می سازند و سفارش ساخت سایت هایی با محتوای دینی. سایت هایی که جوانان را از یاد خدا غافل نکند.

حاج آقا، دفتر سازمان شما در خیابان جردن قرار دارد. مکانی که در چند سال اخیر، شاهد تعارض شدیدی بین الگوی رسمی حجاب در جمهوری اسلامی و الگوی حجاب در جامعه بوده است. با این مسئله چطور برخورد خواهید کرد؟
ببینید، بحث این چیزها نیست. مسئولیت سازمان ملی جوانان در واقع مسئولیتی از آن نظام است که بر دوش من نوعی قرار گرفته. پس در این جا مخاطب من همه جوانان هستند. ضمن اینکه بحث حجاب بحث مفصلی است که نمی شود در این فرصت کوتاه درباره آن بحث کرد. حجاب مسئله ای فرهنگی است و باید با آن برخورد فرهنگی شود.

به چه صورتی؟
ما باید با جوانان صحبت کنیم و آن ها را اقناع کنیم. بفهمند که حجاب به نفع خودشان است. با همه جوانان باید صحبت و گفت و گو کرد چون ما مسئول همه هستیم.

یعنی شما اگر یک خانم بدحجاب از نظر معیارهای جمهوری اسلامی وارد سازمان جوانان شد،قول می دهید با او همان طور برخورد شود که با خانمی کاملا محجبه؟
حتما این قول را می دهم. اصلا باید این طور باشد.


مطالب قابل توجه از دیگران 2

January 09, 2004

جامعة مجازی

«جامعة مجازی» قطعا جزء آن دسته از عباراتی است که در ادبیات مربوط به ارتباطات کامپیوتری بیش از همه از آن استفاده و شاید سوء‌استفاده شده است.
این امر نباید باعث شگفتی باشد. مردم به طور روز‌افزون زندگی خود را در تماس با نظام‌هایی اشتراکی می‌یابند که به هیچ وجه مستلزم نزدیکی فیزیکی هم نیستند.
در زمانی که بسیاری از اشکال جامعة «واقعی»، گه‌گاه به وسیلة همان نیروهای تکنولوژیکی-فرهنگی که فرهنگ اینترنت را ممکن می‌سازند، مورد تهاجم قرار می‌گیرند، فضایی باز برای چیزی مثل جامعه‌ روی شبکه‌های کامپیوتر پدید آمده است.


هنگام پرداختن به ابزار مورد استفادة خود برای کاوش در فرهنگ اینترنت باید حتا در مورد کلماتی که به کار می‌بریم نگاهی انتقادی داشته باشیم. برای نمونه مفهوم «جامعةمجازی» را در نظر بگیرید. این عبارت تا اندازه‌ای بیانگر پیش‌فرض‌های ما در مورد دو مفهوم جامعه (ظاهرا «واقعی») و تکنولوژی (پیش از هر چیز کامپیوتری) است و بر اساس همین پیش‌فرض‌هاست که عبارت مذکور معنا می‌یابد. دیگر این که بهتر است «جامعةمجازی» را عنصری جدید در صحنةفرهنگ بدانیم.
حال می‌پرسیم جامعة مجازی چیست؟ خیلی گذرا و سریع- یا «با سرعت نت»- می‌توان گفت:
1- جامعة مجازی عبارت است از تجربةمشارکت در فضای ارتباطات با دیگرانی که دیده نمی‌شوند. جامعةمجازی مشارکت دیگران است در فهرست‌های پست الکترونیکی، همچون فیوچر‌کالچر یا سایبرمایند، که در هر ساعت روز سیل صدها پیام را به سوی صندوق پست الکترونیکی من سرازیر می‌کنند. جامعة مجازی جمعیتی است که در واقعیت مجازی متن‌محور گردهم می‌آید و دربارةنمایشگاه‌های هنری به بحث می‌پردازد. جامعةمجازی نتیجة عمل نیمه‌اختیاری و ارادی چک کردن آن دیگرانی است که در همه نوع تریبون آن‌لاین شرکت می‌کنند. جامعة مجازی مجموع تمام افرادی است که خود را چیزی شبیه شهروندان جایی می‌پندارند که ما با کلماتی چون «سایبراسپیس» یا «نت» به آن اشاره می‌کنیم. این افراد شریک در آن ترفند گروهی‌اند که آن چیزی را تولید می‌کند که ما دوست داریم «فرهنگ اینترنت» بنامیمش.
2- جامعة مجازی برای من کار روزی چند ساعت است که دقیقه به دقیقة آن را حس می‌کنم و از پیش از سپیده‌دم تا پاسی از شب برای آن برنامه می‌ریزم. وقتی شب از خواب بیدار می‌شوم، وقتی آب قهوه جوش می‌آید یا شیر آب حمام باز است، و بین جلسات نمونه‌خوانی و قرار ملاقات با دانشجویان به سراغ نت می‌روم. یا این که در حال انجام کاری دیگر به اینترنت وصل می‌مانم. روزی یکی دو بار، برای مدتی طولانی‌تر به اینترنت وصل می‌شوم تا ارتباط نزدیک‌تر و واقعی‌تری با دیگران برقرار کنم، اما درمی‌یابم این مدت کافی نیست. دوستان و همکارانم هم به نیازی مشابه به ارتباط بیشتر و طولانی‌تر اشاره می‌کنند. جامعة مجازی همین کار و همین ارتباطات و همین نیاز و همین غوطه‌ور شدن است. گاهی ارتباط همزمان است، و بیشتر اوقات غیرهمزمان و غالبا در تنهایی، نوعی لاس زدن متنی که فقط گاهی به قصد رویارویی مستقیم صداها یا بدن‌ها انجام می‌شود. اما بالاخره در یک نیمه‌شب زنگ تلفن خانه‌تان به صدا درمی‌آید و صدایی نا‌آشنا اسم شما را به زبان می‌آورد، یا نامه‌ای دریافت می‌کنید، یا این که یکهو می‌بینید بلیت هواپیما گرفته‌اید تا یک هفته‌ای را در شهری دور سپری کنید و شب‌ها را روی کاناپة خانة کسی بخوابید که یک سال با او رابطة متنی داشته‌اید، اما هرگز «واقعا» آن طور که دوستان‌تان را می‌بینید او را ندیده‌اید.
3- جامعة مجازی توهم جامعه‌ای است که در آن نه آدمی واقعی هست و نه ارتباطی واقعی. جامعة مجازی اصطلاح مورد استفادة عشاق ایده‌آلیست تکنولوژی است که درک نمی‌کنند امر موثق و معتبر را نمی‌توان به واسطة ابزارهای تکنولوژیکی خلق کرد. جامعة مجازی نادیده گرفتن «ماهیت بشری» است که به نظر می‌رسد اساسا منحرف باشد.
4- جامعة مجازی ضرورتا با کامپیوتر یا تکنولوژی‌های پیشرفته و پر زرق‌و‌برق پیوند ندارد. جامعة مجازی نقاشان پستی هم وجود دارد- افرادی که سیستم‌های پستی دنیا را مطابق با اهداف زیبا‌شناسانه و ایدئولوژیکی خود به کار می‌گیرند.
5- جامعة مجازی شبیه‌سازی جامعه، ترجیحا با مقدار زیادی سنت و مقدار بسیار کمی آشفتگی است.
6- جامعة مجازی مردمی است که در سراسر دنیا دور تلویزیون‌های‌شان گردهم می‌آیند تا مسابقات جام جهانی فوتبال را تماشا کنند.
7- جامعة مجازی باغ و بوستان درون ماشین است که در آن ارزش‌های دموکراتیک می‌توانند در نوعی رنسانس سایبر-جفرسونی رونق و شکوفایی داشته باشند. ما رانده‌شده به درون نوع جدیدی از برهوت و فراتر از مرزهای الکترونیکی بار دیگر یاد می‌گیریم به خود متکی باشیم و در عین حال به یکدیگر احترام بگذاریم. ما توسعه را با نزدیکی سازگار خواهیم کرد و ارزش‌های سرمایه‌داری را با «ارزش‌های خانوادگی».
شان ویلبر
ترجمة امیر نیکزاد

January 9, 2004 11:53 PM

مطالب قابل توجه از دیگران

[ تاريخ انتشار : شنبه، ۵ شهریور ۱۳۸۴]    [ موضوع :سر مقاله]    [نسخه قابل چاپ ]

[+] جامعه مجازی
[ محمد کامبد ]

اگر بخواهیم  مروری بر دیدگاه نوین جامعه شناسی داشته باشیم.، باید بگویم با دو نوع نظریه در مورد جنبش های اجتماعی روبرو هستیم. یکی نظریه کلاسیک است که پارامتر هایی ار قبیل رهبریت مرکزی، تعریف هدفی واحد و سازماندهی جریانات اجتماعی و... دارد. اما تقریبن سی سالی هست که این تعریف کلاسیک ار دور خارج شده و جای خود را به تعریف های نوین دیگری داده است. در جنبش های نوین اجتماعی دیگر چیزی به اسم مرکز گرایی یا رهبریت واحد معنا ندارد. در جنبش های نوین اجتماعی، روابط دیگر عمودی نیست. روابط افقی و سلسله کاری شبکه ای است.

شاید اگر بخواهیم مهمترین عوامل مؤثر در عقب ماندگی کشورهای جهان سوم را رده بندی کنیم ، مهمترین آن چیزی نیست به جز عدم درک صحیح  ارکان جامعه از مشکلات و راه کارهای آن. اگر در جهان دیروز قدرت در مثلث  اقتصاد، سیاست و نیروی نظامی خلاصه می شد امروز ضلع چهارمی به آن اضافه شده است و از قضا در جهان نوین اصلی ترین رکن قدرت جهانی به حساب می آید و این چیزی نیست به جز اطلاعات و ابزار اطلاع رسانی ، و به گفته میشل فوکو : "دانایی قدرت می آورد و این تفاوت شرق و غرب است ".

بسیاری از متفکران و اندیشمندان حوضه علوم اجتماعی معتقدند ، رنسانس با اختراع چاپ آغاز شد و شاید از همان لحظه بود که صنعت نشر اطلاعات آهسته آهسته در دنیای مدرن فراگیر گشت و امروز کشوری در جهان قدرتمند تراست که اطلاعات کاربردی بیشتر و ابزار اطلاع رسانی قویتر را در دست دارد.

اغراق آمیز نیست اگر بگوییم تاسیس شبکه اینترنت و به موازات آن گسترش استفاده از آن ، رنسانس دومیست و حتی مهمتر از رنسانس قرن چهاردهم. امروزه  نزدیک به یک هفتم مردم جهان از کاربران شبکه اینترنت می باشند و به تبادل اطلاعات می پردازند ، این جامعه مجازی با فرهنگ اختصاصی خود تاثیرات مستقیمی بر روی جوامع حقیقی دارد.

هر ساله در کشور ما هزینه های سنگینی بابت مسائل سیاسی ، اقتصادی و نظامی پرداخت می گردد ، ولی چند درصد از بودجه کشور به امر گسترش اطلاعات و تولید علم اختصاص می یابد؟!

شاید باور اینکه 80% از مطالب فارسی منتشر شده بر روی اینترنت مختص وبلاگ نویسان است و بزرگترین جوامع مجازی را ایرانیان تشکیل داده اند دور از تصور می نماید ، ولی حمایت حاکمیت ! و نه ! برخورد حاکمیت با این پدیده نوین چگونه بوده است ؟!

آیا بهتر نیست هزینه های هنگفتی که امروزه صرف فیلتر کردن اطلاعات درست یا نادرست می گردد ، صرف فرهنگ سازی بومی در این جهان مجازی گردد ؟ ، باید بپذیریم فرهنگ رفتاری جامعه مجازی ایران بسیار متفاوت تر از فرهنگ ظاهری جامعه حقیقی امروز ایران است و اگر بر خورد با این دو یکسان باشد راهی به جایی نخواهیم برد و این بر پارادوکس عظیم اجتماعی امروز ما افزوده خواهد کرد.

در آینده سعی داریم مباحث گسترده تری در مورد جامعه شناسی جامعه مجازی داشته باشیم.


موضوع مشخص

 

استاد درس تحقیق عملی دکتر جهانگیری با این موضوع موافقت کرد:

               دید گاه جوانان در مورد جامعه ی مجازی.....

اگر چه اطلاعات  خام گرد اوری شده دراین وبلاگ به منظور کلان تری

تهیه شده است  اما میتوان از این چت ها و سایر موجودی های ارشیو در

این راستا نیز استفاده کرد.

 امید وارم ادامه انچه به این  وبلاگ  افزوده میشود  برای هر دو منظور

 سود بخش باشد .